عاشقي جرم نيست ترسوها

اتفاق است پيش مي ايد

بشنو حرف اين دل سوخته من

تو ديگه دنبال راه من نشو

ما كه رفتيم تو نرو تو نشو

مسافر اين راه برو

تو بپرهيز هميشه از يار بد

اين جهان گرگ داره بره نشو

اين دلت امر ميكنه بچه نشو

تو گلي به گلشن خوب خدا

عزيزم علف نشو خار نشو با

حسد وترسويي بي معرفت نشو

اين ديوانگيست ...

که از همه گلهاي رُز تنها بخاطر اينکه

خار يکي از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشيم...

که همه روياهاي خود را تنها بخاطر اينکه

يکي از آنها به حقيقت نپيوسته است رها کنيم...

اين ديوانگيست ...

که اميد خود را به همه چيز از دست بدهيم

بخاطر اينکه در زندگي با شکست مواجه شده ایم

اين ديوانگيست ...

که از تلاش و کوشش دست بکشيم

بخاطر اينکه يکي از کارهايمان بي نتيجه مانده است


 

نوشته شده توسط پادشاه تنهایی در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 ساعت 3:13 موضوع | لینک ثابت