تبليغاتX
 به دفتر خاطرات آرمان خوش اومدی

روز موعود

گفتی از یاد تو میرم نه عزیزم مگه میشه

بجای چشمام قلبم اما پیش توست تا همیشه

فاصله بین من و تو تا کجا دنباله داره

قسمت این بود که جدا بمونیم از هم تا همیشه

روز موعود مطمئا باش که زیادم دور نیست

من کنار تو و تومال منی تا همیشه

نمیدونم که کجاو با که هستی نمی خوامم که بدونم

با تو من خونه ای ساختم توی قلبم تا همیشه

مگه تو نخواستی قول منو تو بمونه پا بر جا

من که موندم ولی از تو خبری پیدا نمیشه

یه روزی یه وقت یه جایی چشم من میوفته توی چشمای تو

اما این همون خیاله که با من هست تا همیشه

نمی خوام که نا امیدی بشینه تو قلب خستم

چی دیدی خدارو شاید بشی مال من همیشه

روز موعود مطمئا باش که زیادم دور نیست

من کنار تو و تومال منی تا همیشه

  

در ادامه بگم که سال نو مبارک

اینم سفره هفت سین همه بشینین

میخوام آرزو کنم

خدايا به من زيستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای

که برای زيستن گذشته حسرت نخورم

و مردنی عطا کن که بر بيهودگيش سوگوار نباشم

بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم اما آنچنان که تو دوست ميداری.

خدايا چگونه زيستن را تو به من بياموز

چگونه مردن را خود خواهم آموخت. 

سال شاد و سرشار از موفقیتی را برای تمام دوستانم آرزو دارم. 

 


 

نوشته شده توسط پادشاه تنهایی در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 1:25 موضوع | لینک ثابت


ضد حال

ضدحال يعنی وقتی يه قرار لطيف تو اينترنت داری کانکت نشی!

ضدحال يعنی وقتی منتظر فيلم مورد علاقت هستی برق بره!

ضدحال يعنی بعد از کلی مصيبت که بابات برات موبايل ثبت نام کرده

همه سيمکارتا بياد جز مال تو!

ضدحال يعنی روز تولدت دوست پسرت جلوی دوستات

فقط يه شاخه گل بهت بده و تو هم جلو همه سوسک بشی!

ضدحال يعنی دوست دخترت رو بيرون با يه پسر ديگه ببينن!

ضدحال يعنی يه جلسه سر کلاس نری فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه!

ضدحال يعنی با شکم گرسنه بری تو صف نون تموم کرده با!

ضد حال یعنی بری حموم شامپو زدی سرت آب قطع بشه!

ضد حال یعنی فردا بخوای با خانواده بری بیرون هوا ابری بشه بارون بیاد!

ضد حال یعنی تو خیابون به یه خانوم متلک بزنی تا روشو برگردونه دختر فامیل نزدیک باشه!

ضد حال یعنی اینکه این همه خوندی اما نظر ندی!


 

نوشته شده توسط پادشاه تنهایی در دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت 13:6 موضوع | لینک ثابت


عشق و ازدواج

حاج آقا : خودتونو كامل معرفی كنين ...

- شوهر : كاظم ! برو بچز بهم ميگن كاظم لب شتری ! ديلپم ردی ! ۲۳ ساله !

-
زن : نازيلا ! ليسانس هنرهای تجسمی از دانشكده سيكتيروارد فرانسه ! ۲۰ ساله
!

-
حاج آقا : چه جوری با هم آشنا شديد ؟

- شوهر : عرضم به حضور ان ورت حاجی ! ايشون مارو پسند كردن ! مام ديديم بد گوشـــــــتيه

گرفتيمش !!!

- زن : حاج آقا ميبينين چه بی چشمو روئه ! حاج آقا تازه سابقه دارم هست !

- شوهر : حاجی چرت ميگه ! من فقط دو سال اوفتادم زندان اونم با بی گناهيه كامل !

- حاج آقا : جرمت چی بود ؟

- شوهر : حاجی جرم كه نمشه بهش گفت ! داش اوچيكم حرف گوش نميكرد ...

مختوم النسلش كردم !چقد بی احساسه !

- حاج آقا : خواهر من شما به چه دليلی تقاضايه طلاق كردين ؟

- زن : حاج آقا ما الان درست ۳ ساله كه ازدواج كرديم ولی اين آقا اصلا عوض نشده !

- شوهر : دهه ! بابا بكش بيرون ! حاجی بده اصالتمو از دست ندادم ؟

- حاج آقا : خواهر من شما فقط به خاطر اينكه ايشون عوض نشده

- زن : حاج آقا ميبينين ميخواين طلاق بگــــــــيرين؟

- زن : حاج آقا اولش فكر ميكردم درست ميشه ! گفتم آدمش ميكنم ! مدرنش ميكنم !

حـاج آقا اين شوهر من نميفهمه تمدن چيه ! نميدونه مدرنيسم چيه!

- شوهر : بابا نموده مارو ! را به را گير ميده ! اين كارو بكن ! اين كارو نكن ! اين لباسو بپـــوش !!

اونو نپوش ! حاجی طاقت مام حدی داره !

- زن : حاج آقا به خدا منم تو فاميل آبرو دارم ! دوست دارم شوهرم شيك ترين لباسارو بپـوشه!

- شوهر : حاجی ميخوايم بريم خونه اون بابای قالپاقش !!! گير ميده ميگه بايد كروات بزنی !

به مولا آدم با كروات يبوست ميگره ! نفسمون ميات بالا ولی پايين رفتنش با شابدوالعظیـــمه !

حاجی ما از بچگی عادت داشتيم دو سه تا تكمه مون وا باشه !! بابا پشم سينه و اين صـوبتا !

- حاج آقا : خواهر من حق با ايشونه !

- زن: حاج آقا بهش ميگم تو خونه زيرشلواری نپوش ! يكی مياد زشته ! حد اقل شلوارك بپوش!

- شوهر : حاجی من اصن بدون زيرشلواری خوابم نمبره ! بابا چارديواری اختياری !

راستش اينجا جاش نيست ولی بابای خدا بيامرزم ميگفت :

- حاج آقا : خدا بيامرزتش !

- شوهر : خدا رفتگان شمارم بيامرزه ! ميگفت : سعی كن تو زندگيت دو تا چيز و ترك نكــنی !!

يكی سيغار ! يكی زيرشلواری !

حاجی جونم برات بگه كه گير داده خفن كه سيغار نكش ! رفته برام پيپ خريته !

آخه خدايیـــش اين سوسول بازيا به ما ميات ؟!!

- زن : حاج آقا شما نميدونين من چقدر سعی كردم حرف زدن اينو درست كنم ! نشد كه نشد !

- شوهر : حاجی رفته واسه من معلم خصوصی گرفته ! فارسی را درست صوبت كنيم !

دیــــگه روم نميشه جولو بچه محلا سرمو بلند كنم !

حاجی خسته مونده از سر كار ميام خونه به جای چايی واسه من كافی شاپ مياره !

درســته آخه ؟! حاجی از وقتی گرفتمش ۳۰ كيلو كم كردم ! از بس كه از اين غذا

تيتــيشـيا داده به خورده ما !!!

 لازانتيا و بيف استراگانورف و اسپاقرتی و از اين آت آشغالا

حاجی هركی يه سليقه ای داره ! خب منم عاشق آب سيرابی با كيك تيتاپم !!!

- زن : حاج آقا يه روز نميشه دعوا راه نندازه ! چند بار گرفتنش با وصيغه آزادش كرديم ...

- شوهر : آره ! رو زنم تعصب دارم ! كسی نيگا چپ بهش بكنه ! خشتكشو پاپيون ميكنـــــم !!!

-حاج آقا : خب شما كه اينهمه با هم اختلاف فرهنگی و اقتصادی داشتين چرا با هــــــــم ازدواج

كردين ؟؟!!

- زن : عاشقش بودم ! ديوونش بودم ! هنوزم هستم ....

                                                           

                                   کمبود شوهر که میگن اینه

                                                                  

                                                      نظر یادتون نره

                                                     


 

نوشته شده توسط پادشاه تنهایی در جمعه هفدهم اسفند 1386 ساعت 14:51 موضوع | لینک ثابت


مزده سحر

پنجره هارو وا کنید که عشقم از سفر میاد برای غربت شبم مژده ای ازسحر میاد

صدای پاشو میشنوم تو کوچه ها قدم زنون پر میکشه دلم براش به سوی ماه تو آسمون

آهای آهای ستارهها فانوس راه اون بشین بگین بیاد از این سفر تو این شب ستاره چین

پنجره هارو وا کنید گل بریزید سبد سبد میاد که پیشم بمونه گفته نمیره تا ابد

ستاره ها بهش بگید جدایی و سفر بسه بگین که این شکسته دل یه عمره که دل واپسه

آهای آهای ستارهها فانوس راه اون بشین بگین بیاد از این سفر تو این شب ستاره چین

    


 

نوشته شده توسط پادشاه تنهایی در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 22:43 موضوع | لینک ثابت


برگشت

سلام دوستان

حالا میگید این چقدر پر رو هست که دوباره برگشت اما نه

می خوام دلیل برگشتنمو بگم اولا مرسی از همه دوستان گلم که به فکرم بودن

اما بیشتر از ........ عزیز تشکر میکنم که گیر داد که برگردم با اینکه اسمشو نمیگه

اما من تشکر میکنم ازش اما اینو بگم که می خوام شریک با خودم بیارم تو نوشتن

حالا می خوام با حرفای جدید بیام تا بعد بای

حالا ذوق زده نشید همون چرت و پرتای قدیمی هست اما یکم رنگ و بو و مزش تغییر میکنه

شما به دل نگیرید

تا بعد


 

نوشته شده توسط پادشاه تنهایی در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 ساعت 2:26 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting ...................................................................... ................................................................... ...........................................................................
/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\ \/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس